حرف
مثل قبل نمی تونم بنویسم. حرف دارم، اما نمیاد به زیون. 

حال خوب نیست و همه ی بدنم قفل شده. همه ی کارهایی که نمی خوام انجام بدم و انجام میدم. انگار یه جور اعتیاد شده برام. نمی تونم در برایرشون مقاومت کنم. 

احساس می کنم به هبچ دردی نمی خورم. فقط نشستم و به زندگی که هر روز دازه می گذره نگاه می کنم. 

برخلاف چیزی که همیشه سعی می کنم تظاهر کنم، حالم خوب نیست. تف. 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 21:53  توسط حرف  | 

سال نو همیشه حالمو به هم میزنه. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 20:17  توسط حرف  |